سهیل محمودی شاعر معاضر ، در هفتمین کنگره سراسری حزب جوانان ایران اسلامی که با حضور سید محمدخاتمی و زهرا رهنورد برگزار شد ، 2 شعر قرائت کرد که با ابراز احساسات حاضران در کنگره مواجه شد.من هم بنا به دعوت دوستان حزب در این مراسم شرکت کردم ،شعر های سهیل خیلی به دلم نشست حیفم اومد بقیه دوستان از شنیدنش محروم بشن،اگه فایل صوتیشو گیر بیارم حتما براتون می زارم
متن این دو شعر :
مثل یه انار سرخه دل اون که خیلی مرده
انگاری یه لخته خونه، پنداری یه دنیا درده
روح بی کس و غریبش کنج این شهر فراموش
طرح یه جنگل سبزه توی برکه های خاموش
مرد اون که زندگیشو نفروشه به چند تا سکه
سرشو بالا بگیره با یه روح تکه تکه
مرد اونه که نعره هاشو تا ستاره می رسونه
در حصار خاکه اما از تبار آسمونه
ای خوشا قلندرانه جز به حق دل نسپردن
مثل مردای تو قصه خون دل خوردن و مردن
شعر دوم
کی آرزوشه من و تو تهی بشیم و بی نصیب
بهارمون خزون بشه
در ارزوی طعم سیب
سر کوچه هامون پسرا رنگ بطالت بپاشن
دخترا تو خیابونا عروسک کوکی باشن
چقدر ریا چقدر فریب
این کارا که زرنگی نیست
یگانگی چه عیبی داشت مذهب ما دور نگی نیست
تو خلسه های بی شهود تو لحظه های بی فروغ
شیشه مون از جنس فریب آئینه مون از نوع دروغ
این همه نیرنگ و بزک
به چهره ما نمی آد
چشمی که حقو ببینه
عینک دودی نمی خواد
کی بود چی بود چی پیش اومد
کی دست و بالمونو بست
حرمت آسمونو
تو نگاه خستمون شکست
حالا من و تو موندیم و دنیای خاکستری مون
با حسرت آسمون آبی بالا سرمون


